مهدویت در قرآن کریم 12

هشت. ذخیره الهى
    

(بَقیّةُ اللّهِ خَیرٌ لَکُمْ اِنْ کُنتُم مُؤمِنینَ وَما اَنا عَلَیکُمْ بِحَفیظ);( 1)

  « ذخیره خدا براى شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من نگهبان شما نیستم».

تفسیر آیه

  این آیه در ادامه آیاتى است که درباره گفتوگوى شعیب(علیه السلام) با قومش در رابطه با چگونگى معامله و مسائل مادى است. در پایان به آنان گوشزد مى کند که ثروت فراوانى که از راه نادرست به دست آید، مفید نبوده و هنگام نیاز، به کار نمى آید; بلکه مال حلال براى شما بهتر است. این در صورتى است که ایمان داشته باشید; زیرا این مال باقى بوده و برکات الهى را براى شما به همراه خواهد داشت. درک این واقعیت و کسب برکات، وقتى است که شما به خداوند ایمان داشته باشید.

تأویل آیه

  در روایات متعدد مصداق کامل و تمام «بقیة اللّه» حضرت مهدى(علیه السلام)معرفى شده و این لفظ به آن جناب تأویل گشته است. صدوق(ره) در روایتى از امام باقر(علیه السلام) نقل مى کند:

  «اَلقائُمُ مِنّا منصُورٌ بِالرُّعبِ، مؤیَّدٌ بِالنَّصرِ، تُطوى لَهُ الاَرضُ وَتَظهَرُ لَهُ الکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلطانُهُ المَشرِقَ والمَغرِبَ وَیُظهِرُاللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِه دینَهُ عَلى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوکَرِهَ المُشرِکُونَ، فَلا یَبقى فِى الاَرضِ خرابٌ اِلا قَدْ عُمِرَ، وَیَنزِلُ روحُ اللّهِ عِیسَى بنُ مَریَم(علیها السلام)فَیُصَلّى خلفَهُ. قالَ قُلتُ: یَابنَ رَسُولِ اللّه مَتى یَخرُجُ قائِمُکُمْ، قالَ: اِذا تَشَبَهَ الرِّجالُ بِالنِساءِ وَالنِساءُ بالرّجالِ، وَأکتَفى الرِجالُ بِالرّجالِ والنِساءُ بِالنِّساءِ وَرَکِبَ ذَواتُ الفُرُوجِ السُّروجَ وَقُبِلَتْ شَهاداتُ الزُورِ وَرُدَّتْ شَهاداتُ العُدُولِ واستَخَفَّ الناسُ بِالدِّماءِ وارتِکابِ الزِنا وَأکلِ الرِّبا واتُّقِىَ الاَشرارُ مَخافَةَ اَلسِنَتِهِم وَخُروجَ السُفِیانى مِنَ الشامِ والیَمانِى مِنَ الیَمنِ وخَسف البِیداء وَقَتلَ غُلام مِن آلِ مُحَمد بینَ الرُّکنِ والمَقامِ اِسمُهُ مُحمدُ بن الحَسَنِ النَفسُ الزَکِیّةُ وجائَتْ صَیحَةٌ مِنَ السَّماءِ بِانَّ الحَقَّ فِیهِ وَفِى شِیعَتِه، فَعِندَ ذلِکَ خُرُوجُ قائِمِنا. فَاِذا خَرَجَ أسنَدَ ظَهرَهُ اِلَى الکَعبَةِ وَاجتَمَعَ اِلَیه ثَلاثُمِأة وَثُلاثَةَ عَشَرَ رَجُلا وَاولُ ما یَنطِقُ بِهِ هَذِه الایَةِ «بَقیة اللّه خَیرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُم مُؤمِنینَ» ثُمَّ یَقُولُ: انَا بَقیَّةُ اللّهِ فِى اَرضِه وَخَلیفَتُه وَحُجَّتُه عَلَیکُمْ فَلا یسلمُ عَلَیهِ مُسلِمٌ اِلا قال: اَلسَلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّة اللّه فِى أرضِه...»;( 2)

  قائم ما یارى شده به رعب و ترس است (ترس از او در دل دشمنان قرار مى گیرد) و به نصرت و پیروزى مدد گرفته. زمین براى او درنوردیده شود و گنج ها براى او ظاهر مى شود و سلطنت و حکومتش شرق و غرب عالم را فرا گیرد و خداى متعال به واسطه او دینش را بر همه ادیان چیره گرداند; گرچه مشرکان را ناخوش آید و در زمین ویرانه اى نماند، جز آنکه آباد گردد و روح اللّه عیسى بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز گزارد. راوى گوید: گفتم: اى پسر رسول خدا! قائم شما کى خروج مى کند؟ فرمود: آن گاه که مردان خود را شبیه به زنان کنند و زنان، خود را مشابه مردان نمایند و مردان به مردان بسنده کنند و زنان به زنان، و زنان بر زین ها سوار شوند و شهادت هاى دروغ پذیرفته شود و شهادت هاى عادلان مردود گردد و مردم خون ریزى و ارتکاب زنا و رباخوارى را سبک شمارند و از اشرار به خاطر زبان شان پرهیز شود و سفیانى از شام خروج کند و یمانى از یمن، و در بیداء خسفى واقع شود و جوانى از آل محمد(صلى الله علیه وآله) ـ که نامش محمد بن حسن، نفس زکیه است ـ بین رکن و مقام کشته شود و صیحه اى از آسمان بیاید و بگوید: حق با او و شیعیان او است. در این هنگام است که قائم ما خروج مى کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و 313 مرد به دور او اجتماع کنند و نخستین سخن او این آیه از قرآن است: (بَقیَةُ اللّه خَیرٌ لَکُم اِنْ کُنتُم مُؤمِنین). سپس مى گوید: «منم بقیة اللّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجت او بر شما» و هر درود فرستنده اى، به او چنین سلام گوید: «السلامُ علیکَ یا بَقیةَ اللّه فِى أرضِه».

  امام باقر(علیه السلام) ضمن بیان برخى از ویژگى هاى دوران ظهور و بعضى از علایم ظهور، به محل قیام حضرت مهدى(علیه السلام) (مکه) اشاره دارد و چگونگى سلام دادن اصحاب و مردم را به آن حضرت بازگو مى کند. در این زمان خود امام مهدى(علیه السلام)ابتدا به معرفى جایگاه خویش مى پردازد. کلینى(ره) در روایتى نقل مى کند:

  «عمر بن زاهر عن ابى عبداللّه(علیه السلام)قالَ: سَألَهُ رَجُلٌ عَنْ القائِمِ یُسلَمْ عَلَیهِ بِاِمْرَةِ المؤمِنینَ قال: لا ذاکَ اِسمٌ سَمَّىَ اللّهُ بِه اَمیرَالمُؤمِنینَ(علیه السلام) لَمْ یُسَمُّ به اَحَدٌ قَبْلَهُ وَلایَتَسَمّى بِهِ بَعدَهُ اِلاّ کافِرٌ. قُلتُ: جُعِلْتُ فِداکَ کَیْفَ یُسْلَمُ عَلَیه، قالَ: یَقُولُونَ: السَلامُ علَیکَ یا بَقِیَةَ اللّهِ. ثُمَّ قَرَأ: «بَقیَةُ اللّهِ خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنینَ»;(3)

  شخصى از امام صادق(علیه السلام)پرسید: آیا به قائم به (لفظ) امیرالمؤمنین سلام گفته مى شود؟ حضرت فرمود: نه این اسمى است که خدا به این اسم امام على(علیه السلام) را نامیده است. کسى قبل از او به این نامیده نشد و بعد از او نیز نامیده نمى شود، مگر کافر.

  گفتم: فداى شما بشوم! چگونه بر او سلام گفته مى شود؟ حضرت فرمود: مى گویند: «السَلامُ عَلَیکَ یا بَقِیَةَ اللّهِ». سپس حضرت این آیه را خواند: (بَقیَةُ اللّه خیرٌ لَکُمْ اِن کُنتُم مُؤمِنین).

بقیة اللّه کیست؟

  با توجه به لغت و کاربرد آن (به خصوص در آیه شریفه)، مى توان گفت که «بقیة اللّه»; یعنى، هر شىء مفید و نافعى که از طرف خدا (به عنوان موهبت) براى آدمى ذخیره مى شود و مایه خیر و سعادت و فلاح او مى گردد. چون حضرت مهدى(علیه السلام) آخرین پیشوا و بزرگ ترین رهبر انقلابى است، پس یکى از روشن ترین مصادیق «بقیة اللّه» مى باشد و از همه به این لقب شایسته تر است. به ویژه که او تنها باقى مانده از سلسله پیامبران و امامان است و خداوند به واسطه او به مؤمنان عزت مى دهد و دشمنان را خوار و ذلیل مى کند: «اَیْنَ مُعزُّ الاولِیاءِ وَمُذِلّ الاَعداءِ» و بناهاى شرک و نفاق را منهدم مى کند: «اَینَ هادِمُ اَبنِیَةِ الشِّرکِ وَالنِّفاقِ» و دین را احیا مى کند: «اَینَ مُحیِى مَعالِم الدِّینِ وَاَهلِه».(4)

چند نکته

  1. انسان در برخورد با پیشوایان باید سعى کند از چهارچوب دین و دستورات ائمه(علیهم السلام) خارج نشود و آنچه که آنان مى گویند، انجام دهد. امام صادق(علیه السلام) در این روایت به پرسشگر یادآور مى شود که حتى براى سلام نیز نباید فقط به فکر و عقل خود بسنده کرد; بلکه باید مقررات دینى را رعایت نمود. اگر خداوند بر اساس مصالحى نام و یا وصفى را به شخصى اختصاص داده، باید حریم آن حفظ شود.

  2. هر چیزى که رنگ الهى پیدا کند، براى انسان خیر و رستگارى به همراه دارد. جامعه نیز ـ که شأنى از شئون زندگى انسانى است ـ علاوه بر قانون، نیاز به مجرى و حاکم دارد. یک پیشواى، الهى، قطعاً سعادت آدمى را نیز در آن جامعه، به ارمغان مى آورد.

--------------------------------------

1. هود(11)، آیه 86.

2. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ب 32، ح 16. این روایت در کتاب هاى متعددى ذکر شده است; ر.ک: معجم احادیث الامام المهدى(علیه السلام)، ج 5، ص 176.

3. کافى، ج 1، ح 2، ص 411. این روایت در کتاب هاى متعددى ذکر شده است; ر.ک: معجم احادیث امام مهدى(علیه السلام)، ج 5، ص 176.

4. سید بن طاوس، الاقبال، ص 297.

/ 0 نظر / 7 بازدید