مهدویت در قرآن کریم 15

اجتماع یاران
    

 (وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعًا إِنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَیْء قَدیرٌ)(1);

  «و براى هر کس قبله اى است که وى روى خود را به آن ]سوى مى گرداند، پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید. هر کجا که باشید، خداوند همگى شما را به سوى خود باز[ مى آورد; در حقیقت خدا بر همه چیز توانا است».

تفسیر آیه

  این آیه مربوط به واقعه عجیب و مهم «تغییر قبله» است. قبله مسلمانان در آغاز، بیت المقدس بود و آنان به سوى این مکان شریف نماز مى گزاردند تا اینکه دستور تغییر قبله در سال اول هجرت صادر شد و مؤمنان موظّف شدند تا به سوى کعبه بایستند و نماز بخوانند. این کار بر یهودیان گران آمد و آنان درباره تغییر قبله، هیاهو و سر و صدا به راه انداختند! خداوند براى پاسخ گویى، به یک قاعده و قانون مهم اشاره دارد که براى هر طایفه و گروه، قبله و جهت خاصى از سوى خداوند تعیین شده که آنان باید به آن سمت، روى خود را بگردانند.

  بحث قبله از ارکان اصلى یک دین (مانند توحید و معاد) نیست که قابل تغییر نباشد; بلکه از فروع آن به شمار مى رود و بر اساس مصلحت مى تواند دچار تغییر گردد. بنابراین، مردم به جاى پرداختن به این امور فرعى و گفتوگوهاى بیهوده، به سوى نیکى ها و خوبى ها روى آورند و در انجام آنها از یکدیگر پیشى بگیرند; چرا که آنچه براى آنان مى ماند و باعث رشد و کمال مى شود، همین اعمال خوب است.

  انسان ها باید بدانند که هر کجا باشند، خداوند آنان را حاضر مى کند و قطعاً از آنها سؤال خواهد کرد. چنین نیست که نیک کرداران و بدکرداران یکسان باشند و اعمال آنان حساب رسى نشود. خداوند قادر مطلق است و بر هر کارى قدرت دارد و اجتماع مردم و بازخواست آنان بر او دشوار و بیرون از قدرت او نیست.

تأویل آیه

  ظاهر آیه هر چند گویاى وجود قیامت کبرى و اجتماع مردم در صحراى بزرگ محشر و برقرارى دادگاه عدل الهى است; ولى در روایات متعددى جمله اَینَما تَکُونُوا یَأتِ بِکُم اللّهُ جَمیعاً به اصحاب امام مهدى(علیه السلام) تأویل شده است. کلینى در کتاب روضه کافى چنین نقل مى کند:

  «عَن اَبى جَعفَر(علیه السلام) فِى قُولِ اللّه عزَّوَجَلَّ: (فَاستَبِقُوا الخَیراتِ أینَما تَکُونُوا یَأتِ بِکُمُ اللّهُ جَمیعاً) قالَ: الخَیراتُ اَلوِلایَة وَقَولُه تبارَکَ وَ تَعالى: (أینَما تَکُونوا یَأتِ بِکُم اللّهُ جَمِیعاً)یَعنِى اَصحابَ القائِمِ الثَلاثِمِائه والبضعةَ عشَر رَجُلا، قال: وَهُم وَاللّهِ الاُمَةُ المَعدُودَةُ قال: یَجتَمِعُونَ وَاللّهِ فِى ساعَة واحِدَة قُزعٌ کَقَزعِ الخَریفِ»;(2)

  امام باقر(علیه السلام) در مورد قول خداوند فاستبقوا... فرمود: مراد از خیرات «ولایت» است و قول خداوند اینما تکونوا... منظور اصحاب امام قائم(علیه السلام)هستند که 313 تن مى باشند. به خدا سوگند! منظور از «اُمة معدودة» آنان هستند. حضرت فرمود: به خدا سوگند! همگى در یک ساعت جمع مى شوند، مانند پاره هاى ابر پاییزى که بر اثر تندباد جمع و متراکم مى گردد.(3)

چند نکته

  با توجه به آیه و تبیین آن از سوى امام(علیه السلام) نکات مهم و ارزشمندى مى توان به دست آورد:

  1. همان گونه که براى هر مذهبى قبله اى مشخص شده تا براى عبادت به آن روى کنند و اعمال خود را جهت دهند; براى مردم هر عصر و زمان نیز باید امام و رهبرى باشد که مردم حول محور او باشند و به او روى آورند.

  2. همان گونه که تعیین قبله در اختیار خداوند است، انتخاب و تعیین رهبر و امام نیز به دست او صورت مى گیرد.

  3. همان گونه که مردم وظیفه دارند به سوى نیکى ها حرکت کنند و با انجام دادن آنها و طهارت روح به درجات کمال برسند; وظیفه دارند به سمت امام خود حرکت کنند و او را بیابند. خود را هم رنگ او نموده و بر طبق خواست و اراده او حرکت کنند.

  4. همان گونه که جا و مکان خاصى براى انجام دادن خوبى ها و خیرات نیست و انسان نباید خود را به منطقه خاصى محدود سازد و فکر کند انجام کارهاى خیر براى تحصیل نتیجه، فقط در مکان مخصوصى امکان پذیر است; یاران حضرت نیز در زمان غیبت خود را به مکان و منطقه خاصى مقید نمى کنند; بلکه در جاهایى که هستند، فعالیت بهتر و بیشترى انجام مى دهند تا بتوانند به اراده و خواست امام کامل تر عمل کنند. اجتماع یاوران در زمان ظهور به دست خدا است و او آنان را در هنگام ظهور نزد حضرت حاضر مى کند.

  5. همان گونه که حرکت به سوى خوبى ها براى مردم زمان خاصى نیست، بلکه براى همه زمان ها است; یاوران حضرت نیز از مردمِ زمان خاصى نیستند، بلکه در هر زمان افراد مى توانند در جمع یاران امام، حضور یابند.

  6. همان گونه که خداوند مى تواند انسان هایى را که مرده و پراکنده گردیده اند، در یک روز جمع کند; همچنین قدرت دارد یاران امام مهدى(علیه السلام)را در یک روز و در یک مکان گرد آورد.

-----------------------------------

1. بقره(2)، آیه 148.

2. کافى، ج 8، ص 313، ح 487.

3. شبیه به این تعبیر در کتاب هاى دیگر نیز بیان شده است; مانند: کتاب الغیبة، شیخ طوسى، الغیبة نعمانى، کمال الدین و تمام النعمه صدوق و ...

/ 0 نظر / 6 بازدید